پنج شنبه غروب می خواستم وبلاگمو حذف کنم.
آره می خواستم از خیرش بگذرم و حذفش کنم اونم به دلیل انتقاهای تند مامان از این طرز نوشتن و روشی که پیش گرفتم.
نمی دونم چی شد که حرف به اینجا رسید...آها داره یادم میاد... مامان از این که من وقت خودم و یه عده بنده خدا رو هدر میدم و همش چرت و پرت می نویسم شکایت داشت و می گفت این چیزایی که می نویسی یعنی چی؟ به چه درد مردم می خوره؟ چه مشکلیو حل می کنه؟ چه کمکی می کنه؟ و همین طور ادامه می داد و اساسی وجدان منو دچار عذاب کرد و البته احساساتم رو جریحه دار.
مامان می گفت خیلی ها هستن که تو وبلاگشون دستور طبخ غذا میدن و یا آموزش بافتنی و با همین کار به ظاهر بی اهمیت نیاز یه عده خانومای خونه دار رو مرتفع می کنن...اما تو چی؟ هیچ مطلب به درد بخوری نداری که بشه ازش استفاده کرد!
خلاصه...هیچی نگفتم اما خیلی بهم برخورد. رفتم که دیگه وبلاگو حذفش کنم و خیال خودم و همه رو راحت کنم اما نشد و سیستم بلاگفا همش از کلمه عبورم خطا می گرفت و می گفت اشتباهه. از خطایی که می گرفت تعجب کردم آخه من چند لحظه قبل با همون کلمه عبور وارد شده بودم اما برای حذف کردن وبلاگ با مشکل مواجه می شدم.
منم با اینکه حذف وبلاگ برام خیلی سخت بود (درست مث اینه که آدم بخواد...نمیشه گفت بچه اش...مثلاً بخواد حیوون خونگی دست آموزشو بکُشه! خیلی دردناک بود) اما سرسختانه تلاش می کردم جوری که ۷ بار سعی کردم و به هر ترفندی که می دونستم واصل شدم تا وبلاگو حذف کنم اما نشد که نشد.
دیگه از خیرش گذشتم و حس کردم که شاید بهتره حذفش نکنم. شاید باورتون نشه دفعه پنجم ، ششم و هفتم چه حالی داشتم. وقتی رو کلمه حذف وبلاگ کلیک می کردم چشمامو می بستم و فکر می کردم الان که بازشون کنم و مشکل سیستم برطرف شه و وبلاگ حذف شده باشه باید چی کار کنم؟
اما هر چی بوده گذشته و وبلاگم صحیح و سالم سر جاشه.
منم تو روز گذشته فکر کردم و دیدم حق با مامانه و بیخود ناراحت شدم. بهتره به جای حذف وبلاگ کاری کنم تا وبلاگ متفاوت و مفیدی ارائه بدم و یادم باشه که در مواجه شدن با مسائل سخت اونا رو حل کنم نه اینکه صورت مسئله رو پاک کنم. بعضی وقتا یه انتقاد شدید لازمه تا آدم به خودش بیاد و ببینه داره چی کار می کنه!
پس انشاالله از این به بعد شاهد تغییراتی به سمت کمال و تعالی در مطالب و نوشته های شخصی من خواهیم بود. البته از مامانم هم انتظار دارم با ایده های جالب و خوبش کمکم کنه.
لازم به ذکره این وبلاگ تا حالا جایی بوده برای خاطرات روزانه و موضوعاتی که گهگاه ذهنمو مشغول می کرده نه بیشتر.


