تبليغاتX
آلبالو خشکه
Home Email Archive Designer

 

این پست اول هدیه من به آقا امام زمانه که کمی دیر شد...می خواستم روز نیمه شعبان بذارمش که ID  من در بلاگفا قاط زد و دستم تو حنا ماند...ولی برای تبریک گفتن هیچ وقت دیر نیست:

 

شمع دل انجمن

همره باد صبا نافه مشک ختن است

               یا نسیم چمن و بوی گل و یاسمن است

دیده دل شده روشن مگر ای باد صبا

              همرهت پیرهن یوسف گل پیرهن است

شده شام دل آشفته غمگین خوشبوی

              مگر از طرف یمن بوی اویس قرن است

یا مسیحا نفسی میرسد از عالم غیب

             که دل مرده دلان تازه تز از نسترن است

نفخه ای می وزد از عالم لاهوت بلی

             نه نسیم چمن است و نه زطرف یمن است

ای صبا با خبر مقدم یار آمده ای؟

              خیر مقدم! که نسیم تو روان بدن است

گر از آن سرو چمان نیست ترا تازه بیان

              صفحه روی زمین بهر چه صحن چمن است

گر ندارد خبری زان لب لعل شکرین

             طوطی طبع من از چیست که شکر شکن است

ورنه حرفیست از آن خسرو شیرین دهنان

             بلبل نطق من از چیست که شیرین سخن است.

گر حدیثی نبود زان در دندان بمیان

               ازچه رو ناطقه ام معدن دُر یمن است.

آره...آمد اون روز. اون روز که زمین به خودش فخر کرد و آسمان بی صبر شد....اون روز که عالم به هیاهو آمد. روزی که یگانه حق عالم به وعده خود عمل کرد و بهترین خلق خود را مأمور کرد تا که شاید ما کمی بیشتر بیاندیشیم.

آقا جان پس کی؟...آخه صبر ما اندکه. ما که ایوب نبی نیستیم...اصلاً ما .........چی بگم؟ به خدا شرمنده تو هستم.....شرمنده مادرت زهرا ........به خدا . به مادرت قسم نمیدونم چه جوری نگات کنم.......فقط.......

اینو بگم ...

تو که گوشه چشمت غم عالم ببرد....حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

دوستان این روز را به همه شما، به همه منتظران و همه ارکان عالم تبریک می گم.

در قرآن قشنگ ترین داستان به گفته حق تعالی داستان حضرت یوسف است و در بین اهل بیت به نظر من قشنگترین داستان ماجرای ازدواج نرجس خاتون و امان حسن عسکری است. نمیدونم ایا تا حالا داستانش را خوندید یا نه؟ ولی من سعی می کنم در پستهای آینده به طور خلاصه بگم انشاالله.


بیاید با خدا آشتی باشیم

به نام او که وجود از او سرچشمه گرفت

وقتی آخرین پست آلبالوخشکه را خوندم به معنای واقعی خشکم زد. ولی خوب دیگه این حرف ها عادی شده و کمتر کسی خشکش می زنه. هر جا میرید یک نفر یک پرچم علم کرده و می خواهد از حقی دفاع کنه. جای جالب اینه که همه هم خود را حق می دونند و دیگران را باطل...این همه جا مرسومه......در این بین هم یک گروه هم بدون تحقیق جوگیر شده و داد واویلا سرمیدهند..وقتی این گروه دوم را که تحت تأثیر گروه اول قرار گرفتند می بینم نا خود آگاه به یاد قوم خوارج می افتم. کسانی که بدون آاهی و فقط از سر جوگیری از چیزی دفاع میکنند و گاها حاضر به اعتراف اشتباه خود نیستند و اگر هم اعتراف به اشتباه کنند بلافاصله جذب باطل دیگری میشوند....همین خوارج در نهروان با اقا امام علی چه کردند..یک لحظه تحت تاثیر خدعه معاویه امام علی را طالب ریاست خواندند و بلافاصله بعد از این که در جریان حکمیت سرشان کلاه رفت امدند توبه کردند.همون روز دوباره تحت تاثیر اشعث و گروهی از منافقان از علی خرده گرفتند که تو که می دونستی ما در راه اشتاباه هستیم چرا جلو ما را نگرفتی و یادشان رفت که اقا را تحدید به قتل کرده بودند.بعدشه همون روز داد لاحکم الا لله سردادند و علی را کافر خواندند و شکم زن آبستنی که از شیعیان بود را دریدند و نوزادش را به سر نیزه زدند.آری... تبعیت کورکورانه و عدم اعتقاد قلبی به خدا و اسلام اخرش همینه....اما مشکل کجاست؟من فکر میکنم مشکل اصلی عدم مطالعه ما در دین خودمان است.این باعث میشه تا هر عزگلی که حرفی قشنگ بزنه ما را بفریبه.نمونش همین گروههای حمایت از حقوق زن است یا گروههای حمایت از حقوق بشر.نه اقا اشتبان نکنید.....من خودم از موافقان حمایت از حقوق بشر هستم ولی این دلیل نمیشه حرف هر کسی را کورکورانه قبول کنم.مثلا همین گروههای حمایت از حقوق خانواده...وقتی به حرفهاشون گوش بدهید خیلی لذت میبرید..فکر میکنید واقعا هدفشان حمایت از حقوق زن است ولی اگر کمی دقت کنید و بپرسی "شما که حامیه حقوق زن هستید الگویه شما چیه و به نظر شما چه کار کنیم که حقوق زن رعایت بشه".می فهمید الگویشان غربه..انگار در غرب حقوق زن کاملا رعایت میشه و بعدش می گویند باید زنها بتوانند بی حجاب باشند(مثلا بدون روسری)...و یا حتی من خودم از یکی از اعضای همین گروه( که البالوخشکه تبلیغشان را کرده) در مصاحبه ای که با بی بی سی داشت شنیدم که زن ها باید بتوانند با چند مرد به طور هم زمان رابطه داشته باشند . خودم در پروفایل یکی از اعضای دیگه همین گروه دیدم که نوشته رابطه باز داره و با هم اتاقی زندگی می کنه....یکی دیگه از اعتقادات همین گروه اینه که زن باید بتونه .....می بینبد مشکل این گروه ها حقوق زن نیست بلکه مشکلشان دین اسلامه....اره.. اونها با اصل دین مشکل دارند..من نمیگم در ایران حقوق زن رعایت میشه .نه به خدا .من میگم شما حقوق را چی تعریف می کنید.اگر شما منظورت کتک خوردن زن ها...خورد کردنشان.استفاده مثل یک کلفت در خانه و از این چیز هاست.من با شما موافقم وحقوق زن در این موارد رعایت نمیشه .ولی این ها ربطی به اسلام نداره...چون اسلام خودش مخالف این هاست ومثلا به مرد میگه اگر زنت نخواست بچه را شیر بده نباید مجبورش کنی و باید دایه بگیری.و یا مثلا گفته زن مجبور به کار در خانه نیست و مرد باید برای زن کلفت اجاره کنه.......اره درسته مشکل ما در فرهنگ مرد سالانه ایرانه که این هم چیزی نیست که با قانون و بخشنامه عوض بشه و به عهده خود خانوم هاست تا در طی یک دوره طولانی با تربیت درست اولادشان بعد از چند نسل این فرهنگ غلط ریشه کن بشه.....اما این مدافعان حقوق بشر چیز دیگری تبلیغ می کنند.البته چند تا از شعارهای خوب هم قاطیش می کنند مثلاهمین کتک خوردن زن..بعدش می گویند غرب مدینه فاضله است.اصلا یادشان میره که بیشترین موارد نقض حقوق زن در همین غربه.مثلا سالانه چنیدن هزار زن بر اثر ضرب و شتم مردهایه مست می میرند و هزاران نفر هم از ترس کشته شدن به هیچ دادگاهی شکایت نمیکنند....یا مثلا همین چند وقت پیش خبری را خواندم که در یکی از مدارس انگلیس چندین دختر 9 ساله حامله شدند.(خبر از بی بی سی که می تونید با سرچ پیداش کنید . خودم لینکش را پیدا کردم براتون می گذارم).خوب اینه حمایت از حقوق زن؟.یعنی دختر 9 ساله با رابطه حامله بشه و چون خودش راضی بوده پدر و مادر نمی توانند اعتراضی کنند.اصلا یک بچه 9 ساله چی میفهمه.....نه نگید این موارد اندکه...خود همین خبری که خوندم می گفت این موارد در حال ازدیاده و مدارس واسه این قبیل از بچه ها کلاس های اموزش بارداری می گذارند............

حرف کوتاه........من نمی خواهم روی نقض حقوق بشر سرپوش بگذارم ولی من می گم اگر شما می خواهید به این موارد اعتراض کنید ببینید پشت سر کی راه می افتید و پرچمدارتون کیه ........اصلا قبلش در دین خودتون کنکاش کنید و به بینید این چه دینیه که در امریکا و اوروپا که ادعایه مهد تمدن را دارند هر روزه هزاران نفر به اسلا می گروند به نحوی که جامعه شناسان غرب هشدار دادند که اگر به همین نحو پیش بره در سال 2050 اروپا 100% مسلمان و مر کز گسترش اسلام میشه.

یک سئوال.از خودم و از البالوخشکه و از تمامی شما ...تا حالا چند دفعه نشستید و قران را با معنی خواندید.تا حالا چند بار سوره نور را که راجب به حجاب زن است را خوندید.تا جالا چند دفعه قران را یک دور کامل خوندید...پس سخن اقا اما حسین را می گم.اگر مسلمان نیستید پس ازاده مرد باشید.........بیاید در همین ماه مبارک یک دور کامل قران را با معنای کامل بخونید...بعدش مطما هستم می فهمید که خدا چقدر غریبه........بعدش سعی کنید همین دستوراتی که در قران هست را عمل کنید..هر وقت به 10% دستورات خدا در قران عمل کردید اون وقت برید دنبال چند همسری مردها....اون وقت برید دنبال انتقاد از دولت........

در پست بعدی اگر خدا بخواهد در مورد چند همسری مردها می نویسم و می گم که خدا هم این را در شرایط خاصی ازاد گذاشته و از قول اقا اما علی خواهم گفت که چرا زن نمیتونه چند شوهر همزمان داشته باشه.انشاءالله.........

بیاید با خدا اشتی کنیم و دنباله رو دستورات قران باشیم نه دنباله رو چند لائیک غرب زده که دغدغه شان داشتن رابطه با مردهای مختلفه.


امشب یک ساعت بعد از افطار زنگ خونه را زدند. وقتی در را باز کردم از خوشحالی نمی دونستم چه کار کنم......علی از دوستان دانشگاهیم با خانوادشون بودند.. از مسافرت اصفهان بر میگشت مشهد...بهش گفته بودم اگر از شمال رد بشی و به من سرنزنی چقدر ناراخت میشم..واسه همین امده بود سرپائی خبر بگیره.با اصرار اوردمشون تو خونه..نمیدونید چه قدر خوشحال بودم خودش بود و مادر مهربون و خوبش و پدر بسیار محترمش با برادرش...من و این برادرعلی هردو عشق فیلم هستیم ودر دقایقی که اینجا بودن باهم پرونده نقد اخرین فیلمی که من دیده بودم را باز کردیم و بستیم(اپوکالیپتو).در این فاصله..پدر و مادر هامون باهم حسابی گرم گرفتند.... خلاصه حسابی خوش گذشت..من و علی هردومون این اواخر کمی زود رنج شده بودیم ولی این باعث نمیشه مثل برادر دوستش نداشته باشم.هر چی باشه به اندازه موهایه سرمون باهم بودیم.وقتی دیدمش تازه فهمیدم که چقدر دلم براش تنگ بوده..اخرش هم مادر مهربونش که واقعا مثل مادر خودمه و همون قدر برام عزیره یک گز خوشمزه اصفهان سوقاطی داد که خودم نصف جعبه را دیشب خوردم)....خلاصه خیلی خوش گذشت فقط هیف که زود رفتند (باید به روزه امروز می رسیدند)

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 7:51 توسط بیدل |


 

سلام به همگی

شرمنده که مدتی اینجا سرنزدم ...ولی خوب برای خودم من هم مشکلاتی داشتم که سرفرصت همش را میگم........اول از همه باید یه معذرت خواهی رسمی خدمت آلبالو خشکه تقدیم کنم برای نوشدار...من قول داده بودم که نمونه سئوال ها را براش بفرستم ولی مشکلی برام پیشامد و نشد..ولی بعدش که نمونه سئوال ها را حاضر کردم چندبار تماس گرفتم که آدرس پستی را بگیرم ولی کسی تلفن را جواب نداد..خوب از این بگذریم..

راستی.................دوستان خوبم(مرتضی و سعیده)نامزدونگتون مبارک..انشالله 100 سال عمر کنید و 101 سال رندگی مشترک....گرچه یکم دلخورم که نتونستم واسه مراسم باشم ولی این به شرینی به تنیجه رسیدنش بدر.

باید بگم که من از اول در جریان علاقه این دو دوست و همکلاسی خوبم بودم و در زمانی تمام تلاشم را کردم که انها به هم برسند....چندین جلسه با پدر و مادر بچه ها مشاوره کردم.....اره.مگه من چیم کمه؟......یاد اون روزها به خیر......

یک دختری عاشق من شده و ول کن نیست...البته خارجیه و تا حالا 14 تا نامه بین ما ردوبدل شده....هوارتا هم از عکس هاش را فرستاده...من اولش وسوسه شدم تلفن و ادرس بهش بدم تا بیاد ایران..ولی بعدش یاد یه ایه از سوره بقره افتادم که خداوند می فرمایند"از زنان و مردان کافر بپرهیزید هر چند زیبایی انها شما را به حیرت وادارد.........من هم الان یه 10 روزه جوابش را ندادم..ولی اون ول کن نیست و هی نامه میده که "کجایی؟..من نگرانتم...نکنه بلایی سرت اومده".......خوب در نهایت خسته میشه و دیگه نخواهد نوشت.انتخاب همسر خیلی مهمه و همش زیبایی نیست.....ادم باید فکر خیلی چیزها را بکنه ....ادم هرطور باشه بچه اش هم همونطور میشه..نمیشه شما در جوانی سرکشی خدا را کنید و فرزندتان فردی معتقد در بیاد....

من یک چیز را فهمیدم..اونهم اینه که دخترهای خارجی به خاطر نبود عاطفه درکشورشان دیگه به پول اهمیت نمیدند و دنبال فردی میگردند که اونها را عاشقانه دوستبداره به قولی از لحاظ عاطفی تامین شان کنه.اونجا همه چیز با نگاه مادیه.حتی زن را به چشم کالایی نگاه میکنند که باید نیازهای جنسی مرد را تامین کنه و به قولی  ..این باعث شده که انها

عاشق مردان شرقی بشند......چون هنوز در شرق میشه عاطفه و انسانیت را پیدا کرد هر جند کمیاب شده باشه.. این هم بخشهای از یکی از نامه های عاشقانه این دختر خارجی  به من که.......

 

I am very grateful to

you for attention and interest to me.

My  I want you shall be possible to ask I to name you in the

letters my love? I think, that it will be pleasant for you.

It is very a pity, that we while are far apart.

But I think, that we can overcome all barrier with the help of language

 of love.

Even the most difficult obstacles have no the force near to such

strong, clever and careful man as you. My love I shall

remember day of our romantic meeting all life.

I very much want to speak about love. I a lot of time dreamed, how we

 sit at a fireplace.

The candles burn by soft, pleasant light. The fire wood slightly

cracks in a fireplace. We look against each other and all our ideas on

 love.

 

 

این هم یکی از عکس هاش:

 آخه آدم عکس ناموسش را اینجا میزاره؟

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 15:20 توسط بیدل |